قسمت دوم داستان دادگاه تصادف خانواده من:
خب امروز ۴ روز است که متوجه شدیم حکم اعسار به تقسیط متهم بی لیاقت ما که در تاریخ ۲۹/۱۰/۸۷ از سوی دادگاه با اقساط ۲۵۰ هزار تومان پذیرفته شده بود اجرا شد و متهم به زندگی عادی خودش برگشته است .
در این راستا تماسی تلفنی با ستاد دیه و صندوق بیمه مرکزی تهران و همچنین دادگاه و اجرای احکام اراک برقرار کردم تا متوجه شوم که چی شد که متهم آزاد شد و کسی به ما خبر نداد .غافل از اینکه مادر ۵۲ ساله من را که شاغل نیز بوده با فلج از گردن به پایین ازسال۸۶ بر روی تخت انداخته است و یک زندگی ۵ نفره را فلج کرد .(من نیز بخاطر شرایط مادرم از شرکت سا مان کاشی ترک کار نموده وتا امروز حدود سه سال پرستار ۲۴ ساعته او می باشم .)و پدرم که با نداشتن صدا بخاطر بیماری سرطان حنجره اش بار سنگین مشکلات خانه را بدوش می کشد .
با صندوق دیه و خانم بطایی تماس گرفتم . متوجه شدم اولین قسط را هم متهم پرداخت نکرده و ستاد دیه این مبلغ را بحساب متهم ریخته و ایشان با داشتن همان حکم اعسار به تقسیط دی ماه سال ۱۳۸۷ بدون اینکه لازم به معرفی ضامن باشد به زندگی طبیعی اش بازگشته است .غافل از اینکه مادر ۵۲ ساله من را که شاغل نیز بوده با فلج از گردن به پایین ازسال۸۶ در روی تخت انداخته است و یک زندگی ۵ نفره را فلج کرد .
با شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری اراک تماس گرفتم و از آقای غلامی سوال کردم چرا برگی از سوی دادگاه برای ما ارسال نشده است و اگر پدر م به اراک نمی آمد که هنوز ما متوجه آزادی متهم نمی شدیم .ایشان گفت ما هم از پدر شما شنیدیم و متهم درخواست تقلیل قسط را با توجه به شرایطش و نصف شدن دیه مادر شما از دادگاه تجدید نظر کرده است .از او پرسیدم چه راهی برای ما وجود دارد ؟ گفت: وقتی برگ رای تجدید نظر برای شما آمد ظرف مدت یک ماه از اعمال ماده ۱۸ استفاده کنید و اعتراض کنید !(البته فکر نمی کنم اعسار به تقسیط غیر شرعی باشد که ما بتوانیم اعتراضی انجام دهیم .زندانی هم که بی آدرس و تلفن آزاد شده است .)
با اجرای احکام تماس گرفتم و از آقای سعیدی پرسیدم نمی شد قبل از آزادی متهم ما را در جریان می گذاشتید ؟ گفت حکم آزادیش از دادگاه صادر شده و ما نیز اوراطبق قانون موجود آزاد کردیم . از او پرسیدم برای اعسار طبق قانون ضامنی از او خواسته نشده است .آیا او ۱۵ سال ماهی ۲۵۰هزار تومان را پرداخت خواهد کرد ؟ گفت بیایید تا حکم جلبش را صادر کنیم .گفتم راهی دیگر نیست ؟ گفت برو از او مال یا اموالی معرفی کن .گفتم من بروجرد و او در اراک زندگی می کند. حتی یک آدرس یا تلفن هم برای شما نگذاشته است .در این سه سال یک ملاقاتی نداشته و کسی از طرف او حال مادر فلج من را نپرسیده است .گفت قانون همین را میگویید مال و اموال معرفی کن .
با صندوق تامین خسارت بدنی بیمه مرکزی تماس گرفتم و پرسیدم ما در آنجا پرونده به شماره فلان داریم .گفت ۱۷ میلیون وام با اقساط کم برای زندانی در نظر گرفتیم تا به حساب شما واریز کنیم اما ایشان پیگیری نکرده و ضامن رو معرفی نکرده است . گفتم خانم ایشان از زندان آزاد شده و رفته و ضامنش کجا بود ! گفت بهر حال ما منتظر معرفی ضامن هستیم تا مبلغ را بحساب واریز کنیم .
کامیونی که ما با آن تصادف کردیم فاقد بیمه نامه بود و راننده آن نیز یک فردمعتاد بود که ۴۸ ساعت از صحنه تصادف فرار کرده بود و ما هنوز در راننده بودن آن شک داریم .اما ایشان از سال ۸۶ تا آغاز سال ۸۹ در زندان یک ملاقاتی هم نداشت و هیچگاه کسی از طرف او با خانواده من تماس نگرفت. بعد هم با تایید حکم اعسار به تقسیط اش توسط دادگاه در سال ۸۷ حکم آزادی گرفت اما تا نوروز ۸۹ در زندان ماند و با واریز ۲ قسط ۲۵۰ هزار تومانی از طریق ستاد دیه در حساب اجرای احکام ، رفت و ما ماندیم با یک مادر فلج در روی تخت و زندگی جدید با این وضعیت .