جمعه ۱۸ شهریور ۱۳۹۰ - - ا . سلیمانی -
بجای متل گفتن... (از سری خاطرات مغازه )
با توجه به اینکه یکسال از شروع بکار مغازه ام می گذرد تصمیم گرفتم بخشی از خاطرات خودم را که مرتبط با مشتریان است را بدون ذکر نام آنها یادداشت کنم . هدفم از ین کار نقد و بررسی و کنکاش آدمهای مختلفی است که در جامعه ما وجود دارد.
از زمانی که یارانه ها هدفمند شد برای عده زیادی از مردم شماره حساب یارانه ثبت کردم و بدین وسیله با چند نفر از آنها که مدام برای چند و چون یارانه هاشون سر می زدند ارتباط بهتری پیدا کردم تا جایی که بیشتر اوقات توسط سیستم مغازه ظرف دو تا سه دقیقه حساب آنها را بررسی می کردم و بیشتر اوقات هم آنها بدون اینکه پولی پرداخت کنند میرفتند و من هم برای ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان آنها را صدا نمی کردم .
یکی از این مشتریانی که طی این مدت فکر کرده بود من نوکر شخصی او هستم چند روز پیش به مغازه من آمد و گفت سلیمانی چک کن ببین یارانه من رو ریختند ؟ می دانستم اهل پول دادن نیست . به او گفتم برو عابر بانک ، اگر واریز کرده باشند مشخص است . گفت عابر شلوغ است .تو می توانی یک دقیقه با سیستم چک کنی .برایش چک کردم و گفتم هنوز برای شما یارانه مرحله هفت را واریز نکردند.ایشان هم مثل همیشه سرش را انداخت پایین و رفت .
روز بعد دوباره آمد .من و دوستم که مدتها بود او را ندیده بودم مشغول صحبت کردن بودیم .آقای گ تکه کاغذی را که کدملی خودش را روی آن نوشته بود به سمت من دراز کرد و گفت چک کن ببین یارانه ها رو ریختند ؟ گفتم دیروز که چک کردم .نریخته بودند . در ضمن برو عابر بانک ، اگر پول داد .مشخصه که ریختند .
و بعد شش ماه برای اولین باربه او گفتم آقای گ هر بارکه از سیستم برات نگاه کنم باید مبلغ ۲۰۰ تومان پول پرداخت کنی . من هم اینجا هزینه های خودم را دارم .
گفت ای بابا ، حالا بجای اینکه بشینی با رفیقت متل بگی . دو دقیقه حساب یارانه منو چک کن .
در این زمان عصبانی شدم و گفتم بفرمائید بیرون . با دوستم متل بگم خیلی بهتره تا هر بار برای شما رایگان این کار رو انجام بدم . گفت : چرا ناراحت میشی .پولش رو میدم . گفتم لطف کن برو یک مغازه دیگه و اگر میخوای پول بدهی به اون بده . قطعاً اون کارت رو انجام میده . بعد هم بدون اینکه نگاه صورتش کنم بهش گفتم بفرما بیرون .بیرون .
نتیجه اخلاقی اینکه نمی شه به هر کسی لطف کرد .